☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۶۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

روی تو جان جانست از جان نهان مدارش — آنچ از جهان فزونست اندر جهان درآرش

ای قطب آسمان‌ها در آسمان جان‌ها — جان گرد توست گردان می‌دار بی‌قرارش

همچون انار خندان عالم نمود دندان — در خویش می‌نگنجد از خویشتن برآرش

نگذارد آفتابش یک ذره اختیارم — تا اختیار دارم کی باشم اختیارش

از خاک چون غباری برداشت باد عشقم — آن جا که باد جنبد آن جا بود غبارش

در خاک تیره دانه زان رو به جنبش آمد — کز عشق خاکیان را بر می‌کشد بهارش

هم بدر و هم هلالش هم حور و هم جمالش — هم باغ و هم نهالش چون من در انتظارش

جامش نعوذبالله دامش نعوذبالله — نامش نعوذبالله والله که نیست یارش

من همچو گلبنانم او همچو باغبانم — از وی شکفت جانم بر وی بود نثارش

چون برگ من ز بالا رقصان به پستی آیم — لرزان که تا نیفتم الا که در کنارش

حیله گریست کارش مهره بریست کارش — پرده دریست کارش نی سرسریست کارش

می‌خارد این گلویم گویم عجب نگویم — بگذار تا بخارد بی‌محرمی مخارش

← Önceki 1261 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı