☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۷۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش — بازگشادیم خوش بال و پر جان خویش

باز سعادت رسید دامن ما را کشید — بر سر گردون زدیم خیمه و ایوان خویش

دیده دیو و پری دید ز ما سروری — هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش

ساقی مستان ما شد شکرستان ما — یوسف جان برگشاد جعد پریشان خویش

دوش مرا گفت یار چونی از این روزگار — چون بود آن کس که دید دولت خندان خویش

آن شکری را که هیچ مصر ندیدش به خواب — شکر که من یافتم در بن دندان خویش

بی‌زر و سر سروریم بی‌حشمی مهتریم — قند و شکر می‌خوریم در شکرستان خویش

تو زر بس نادری نیست کست مشتری — صنعت آن زرگری رو به سوی کان خویش

دور قمر عمرها ناقص و کوته بود — عمر درازی نهاد یار به دوران خویش

دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین — رو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش

← Önceki 1272 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı