← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۹۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
توبه من درست نیست خموش — من بیتوبه را به کس مفروش
بندهٔ عیبناک را بمران — رحمت خویش را از او بمپوش
تو سمیع ضمیر و فکری و ما — لب ببسته همیزنیم خروش
هر غم و شادییی که صورت بست — پیش تصویر توست خدمت کوش
نقش تسلیم گشته پیش قلم — گه پلنگش کنی و گاهی موش
مینماید فسرده هر چیزم — همچو دیگند هر یکی در جوش
میزند نعرههای پنهانی — ذره ذره چو مرغ مرزنگوش
وقت آمد که بشنوید اسرار — میگشاید خدا شما را گوش
وقت آمد که سبزپوشان نیز — در رسند از رواق ازرقپوش