☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

امروز روز شادی و امسال سال لاغ — نیکوست حال ما که نکو باد حال باغ

آمد بهار و گفت به نرگس به خنده گل — چشم من و تو روشن بی‌روی زشت زاغ

گل نقل بلبلان و شکر نقل طوطیان — سبزه‌ست و لاله زار و چمن کوری کلاغ

با سیب انار گفت که شفتالویی بده — گفت این هوس پزند همه منبلان راغ

شفتالوی مسیح به جان می‌توان خرید — جانی نه کز دلست ترقیش نه از دماغ

باغ و بهار هست رسول بهشت غیب — بشنو که بر رسول نباشد بجز بلاغ

در آفتابِ فضل گشا پر و بال نو — کز پیش آفتاب برفته‌ست میغ و ماغ

چندان شراب ریخت کنون ساقی ربیع — مستسقیان خاک از این فیض کرده کاغ

خورشید ما مقیم حَمَل در بهار جان — فارغ ز بهمنست و ز کانون زهی مساغ

سر همچنین بجنبان یعنی سر مرا — خاریدن آرزوست ندارم بدو فراغ

امروز پایْ دار که برپاست ساقیی — کبست خاک را و فلک را دو صد چراغ

گه آب می‌نماید و گه آتشی کز او — دل داغ داغ بود و رهانیده شد ز داغ

غم چیغ چیغ کرد چو در چنگ گربه موش — گو چیغ چیغ می‌کن و گو چاغ چاغ چاغ

آتش بزن به چرخه و پنبه دگر مریس — گردن چو دوک گشت این حرف چون پناغ

← Önceki 1298 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı