☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۰۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کعبه جان‌ها توی گرد تو آرم طواف — جغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف

پیشه ندارم جز این کار ندارم جز این — چون فلکم روز و شب پیشه و کارم طواف

بهتر از این یار کیست خوشتر از این کار چیست — پیش بت من سجود گرد نگارم طواف

رخت کشیدم به حج تا کنم آن جا قرار — برد عرب رخت من برد قرارم طواف

تشنه چه بیند به خواب چشمه و حوض و سبو — تشنه وصل توام کی بگذارم طواف

چونک برآرم سجود بازرهم از وجود — کعبه شفیعم شود چونک گزارم طواف

حاجی عاقل طواف چند کند هفت هفت — حاجی دیوانه‌ام من نشمارم طواف

گفتم گل را که خار کیست ز پیشش بران — گفت بسی کرد او گرد عذارم طواف

گفت به آتش هوا دود نه درخورد توست — گفت بهل تا کند گرد شرارم طواف

عشق مرا می‌ستود کو همه شب همچو ماه — بر سر و رو می‌کند گرد غبارم طواف

همچو فلک می‌کند بر سر خاکم سجود — همچو قدح می‌کند گرد خمارم طواف

خواجه عجب نیست اینک من بدوم پیش صید — طرفه که بر گرد من کرد شکارم طواف

چار طبیعت چو چار گردن حمال دان — همچو جنازه مبا بر سر چارم طواف

هست اثرهای یار در دمن این دیار — ور نه نبودی بر این تیره دیارم طواف

عاشق مات ویم تا ببرد رخت من — ور نه نبودی چنین گرد قمارم طواف

سرو بلندم که من سبز و خوشم در خزان — نی چو حشیشم بود گرد بهارم طواف

از سپه رشک ما تیر قضا می‌رسد — تا نکنی بی‌سپر گرد حصارم طواف

خشت وجود مرا خرد کن ای غم چو گرد — تا که کنم همچو گرد گرد سوارم طواف

بس کن و چون ماهیان باش خموش اندر آب — تا نه چو تابه شود بر سر نارم طواف

← Önceki 1305 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı