☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۰۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بیا بیا که توی شیر شیر شیر مصاف — ز مرغزار برون آ و صف‌ها بشکاف

به مدحت آنچ بگویند نیست هیچ دروغ — ز هر چه از تو بلافند صادقست نه لاف

عجب که کرت دیگر ببیند این چشمم — به سلطنت تو نشسته ملوک بر اطراف

تو بر مقامه خویشی وز آنچ گفتم بیش — ولیک دیده ز هجرت نه روشنست نه صاف

شعاع چهره او خود نهان نمی‌گردد — برو تو غیرت بافنده پرده‌ها می‌باف

تو دلفریب صفت‌های دلفریب آری — ولیک آتش من کی رها کند اوصاف

چو عاشقان به جهان جان‌ها فدا کردند — فدا بکردم جانی و جان جان به مصاف

اگر چه کعبه اقبال جان من باشد — هزار کعبه جان را بگرد تست طواف

دهان ببسته‌ام از راز چون جنین غمم — که کودکان به شکم در غذا خورند از ناف

تو عقل عقلی و من مست پرخطای توام — خطای مست بود پیش عقل عقل معاف

خمار بی‌حد من بحرهای می‌خواهد — که نیست مست تو را رطل‌ها و جره کفاف

بجز به عشق تو جایی دگر نمی‌گنجم — که نیست موضع سیمرغ عشق جز که قاف

نه عاشق دم خویشم ولیک بوی تست — چو دم زنم ز غمت از مت و از آلاف

نه الف گیرد اجزای من به غیر تو دوست — اگر هزار بخوانند سوره ایلاف

به نور دیده سلف بسته‌ام به عشق رخت — که گوش من نگشاید به قصه اسلاف

منم کمانچه نداف شمس تبریزی — فتاده آتش او در دکان این نداف

← Önceki 1306 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı