← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۱۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای ناطق الهی و ای دیده حقایق — زین قلزم پرآتش ای چاره خلایق
تو بس قدیم پیری بس شاه بینظیری — جان را تو دستگیری از آفت علایق
در راه جان سپاری جانها تو را شکاری — آوخ کز این شکاران تا جان کیست لایق
مخلوق خود کی باشد کز عشق تو بلافد — ای عاشق جمالت نور جلال خالق
گویی چه چاره دارم کان عشق را شکارم — بیمار عشق زارم ای تو طبیب حاذق
لطف تو گفت پیش آ قهر تو گفت پس رو — ما را یکی خبر کن کز هر دو کیست صادق
ای آفتاب جانها ای شمس حق تبریز — هر ذره از شعاعت جان لطیف ناطق