← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۲۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ایا هوای تو در جانها سلام علیک — غلام میخری ارزان بها سلام علیک
ایا کسی که هزاران هزار جان و روان — همیکشند ز هر سو تو را سلام علیک
به وقت خواندن آن نامههای خون آلود — بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک
تو میخرامی و خورشید و ماه در پی تو — همیدوند کهای خوش لقا سلام علیک
به خاک پای تو هر دم همیکنند پیغام — هزار چشم که ای توتیا سلام علیک
تو تیزگوش تری از همه که هر نفست — ز غیب میرسد از انبیا سلام علیک
سلام خشک نباشد خصوص از شاهان — هزار خلعت و هدیهست با سلام علیک
چنانک کرد خداوند در شب معراج — به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک
زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز — چنین بود چو کند کبریا سلام علیک
گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو — ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک