☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۲۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ — خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ

جهان شکست و تو یار شکستگان باشی — کجاست مست تو را از چنین خرابی ننگ

فلک ز مستی امر تو روز و شب در چرخ — زمین ز شادی گنج تو خیره مانده و دنگ

وظیفه تو رسید و نیافت راه ز در — زهی کرم که ز روزن بکردیش آونگ

شنیده‌ایم که شاهان به جنگ بستانند — ندیده‌ایم که شاهان عطا دهند به جنگ

ز سنگ چشمه روان کرده‌ای و می‌گویی — بیا عطا بستان ای دل فسرده چو سنگ

کنار و بوسه رومی رخانت می‌باید — ز رویِ آینهٔ دلْ به عشق بزدا زنگ

تعلقیست عجب زنگ را بدین رومی — تعلقیست نهانی میان موش و پلنگ

دهان ببند که تا دل دهانه بگشاید — فروخورد دو جهان را به یک زمان چو نهنگ

چو ما رویم ره دل هزار فرسنگست — چو خطوتین دل آمد کجا بود فرسنگ

اگر نه مفخر تبریز شمس دین جویاست — چرا شود غم عشقش موکل و سرهنگ

← Önceki 1327 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı