☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۵۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال — دارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال

گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم — گاه کند فربهم تا نروم در جوال

چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر — چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال

چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست — چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال

گویمش ای آفتاب بر همه دل‌ها بتاب — جمله جهان ذره‌ها نور خوشت را عیال

سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب — هر نظری را نما بی‌سخنی شرح حال

بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک — منع مکن از جلال پرتو نور جلال

جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها — نور شود جمله روح عقل شود بی‌عقال

ای که میش خورده‌ای از چه تو پژمرده‌ای — باغ رخش دیده‌ای باز گشا پر و بال

باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست — باقی این بایدت رو شب و فردا تعال

← Önceki 1350 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı