← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۵۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال — چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال
رهزنی آن کس کند کو نشناسد رهی — خانه دغل او بود کو نشناسد جمال
اهل جهان عنکبوت صید همه خرمگس — هیچ از ایشان مگو تام نگیرد ملال
دزد نهان خانه را شاهد و غماز کیست — چهره چون زعفران اشک چو آب زلال
اشک چرا میدود تا بکشد آتشی — زرد چرا میشود تا بکند وصف حال
اشک و رخ عاشقان میکشدت که بیا — پیشگه عشق رو خیز ز صف نعال
زردی رخ آینهست سرخی معشوق را — اشک رقم میکشد بر صحف خط و خال
این همه خوبی و کش بر رخ خاک حبش — تافته از ماه غیب پرتو نور کمال
صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز — بازرود سوی اصل بازکند اتصال