☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال — برآ به چرخ حقایق دگر مگو ز خیال

ستاره‌ها بنگر از ورای ظلمت و نور — چو ذره رقص کنان در شعاع نور جلال

اگر چه ذره در آن آفتاب درنرسد — ولی ز تاب شعاعش شوند نور خصال

هر آن دلی که به خدمت خمید چون ابرو — گشاد از نظرش صد هزار چشم کمال

دهان ببند ز حال دلم که با لب دوست — خدای داند کو را چه واقعه‌ست و چه حال

مکن اشارت سوی دلم که دل آن نیست — مپر به سوی همایان شه بدان پر و بال

جراحت همه را از نمک بود فریاد — مرا فراق نمک‌هاش شد وبال وبال

چو ملک گشت وصالت ز شمس تبریزی — نماند حلیه حال و نه التفات به قال

← Önceki 1355 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı