☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۰۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

میل هواش می کنم طال بقاش می زنم — حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم

از دل و جان سکسته‌ام بر سر ره نشسته‌ام — قافله خیال را بهر لقاش می زنم

غیر طواشی غمش یا یلواج مرهمش — هر چه سری برون کند بر سر و پاش می زنم

این دل همچو چنگ را مست خراب دنگ را — زخمه به کف گرفته‌ام همچو سه تاش می زنم

دل که خرید جوهری از تک حوض کوثری — خفت و بها نمی‌دهد بهر بهاش می زنم

شب چو به خواب می رود گوش کشانش می کشم — چون به سحر دعا کند وقت دعاش می زنم

لذت تازیانه‌ام کی برسد به لاشه‌اش — چون که گمان برد که من بهر فناش می زنم

گر قمر و فلک بود ور خرد و ملک بود — چونک حجاب دل شود زود قفاش می زنم

گفتم شیشه مرا بر سر سنگ می زنی — گفت چو لاف عشق زد تیغ بلاش می زنم

هر رگ این رباب را ناله نو نوای نو — تا ز نواش پی برد دل که کجاش می زنم

در دل هر فغان او چاشنی سرشته‌ام — تا نبری گمان که من سهو و خطاش می زنم

خشمِ شهانْ گهِ عطا خنجر و گرز می زند — من به سخاش می کشم من به عطاش می زنم

سخت لطیف می زنم دیده بدان نمی‌رسد — دل که هوای ما کند همچو هواش می زنم

خامش باش زین حنین پرده راست نیست این — راه شماست این نوا پیش شماش می زنم

← Önceki 1405 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı