← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۵۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بستان قدح از دستم ای مست که من مستم — کز حلقه هشیاران این ساعت وارستم
هشیار بر رندی ضدی بود و ضدی — همرنگ شو ای خواجه گر فوقم اگر پستم
هر چیز که اندیشی از جنگ از آن دورم — هر چیز که اندیشی از مهر من آنستم
تا عشق تو بگرفتم سودای تو پذرفتم — با جنگ تو یکتاام با صلح تو همدستم
اسپانخ خویشم دان با ترش پز و شیرین — با هر چه شدم پخته تا با تو بپیوستم
بیکار بود سازش سازش نبود نازش — گر جست غلط از من من مست برون جستم
مستی تو و مستی من بربسته به هم دامن — چون دسته و چون هاون دو هست و یکی هستم