☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۵۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم — برگشت سر از مستی تخلیط و خطا کردم

آن ساقی بایستم چون دید که سرمستم — بگرفت سر دستم بوسید رخ زردم

گفتم که تو سلطانی جانی و دو صد جانی — تو خود نمکستانی شوری دگر آوردم

از جام می خالص پرعربده شد مجلس — از عربده کی ترسم من عربده پروردم

بی‌او نکنم عشرت گر تشنه و مخمورم — جفت نظرش باشم گر جفتم وگر فردم

من شاخ ترم اما بی‌باد کجا رقصم — من سایه آن سروم بی‌سرو کجا گردم

نور دل ابر آمد آن ماه اگر ابرم — شاه همه مردان است آن شاه اگر مردم

می رفت شه شیرین گفتم نفسی بنشین — ای مستی هر جزوم ای داروی هر دردم

خورشید حمل که بود؟ ای گرمی تو بی‌حد — ای محو شده در تو هم گرمم و هم سردم

در کاس تو افتادم کز باده تو شادم — در طاس تو افتادم چون مهره آن نردم

ساکن شوم از گفتن گر اوم نشوراند — زیرا که سوار است او من در قدمش گردم

← Önceki 1452 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı