← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۵۴
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم — گفتا که به غیر آن صد چیز عجب دارم
گفتم که در این بازی ما را سببی سازی — گفتا که من این بازی بیرون سبب دارم
هر طایفه با قومی خویشی و نسب دارند — من با غم عشق تو خویشی و نسب دارم
بیرون مشو از دیده ای نور پسندیده — کز دولت نور تو مطلوب طلب دارم
آنم که ز هر آهش در چرخ زنم آتش — وز آتش بر آتش از عشق لهب دارم