☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۶۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم — از تو شکرافشانم، این جا هم و آن جا هم

دل بادهٔ تو خورده، وز خانه سفر کرده — ما بی‌دل و دل با تو، با ما هم و بی‌ما هم

ای دل که روانی تو، آن سوی که دانی تو — خدمت برسان از ما، آن جا و مُوصی هم

ما منتظر وقت و دل ناظر تو دائم — در حالت آرامش، در شورش و غوغا هم

از باده و باد تو، چون موج شده این دل — در مستی و پستی خوش، در رفعت و بالا هم

ابر خوش لطف تو، با جان و روان ما — در خاک اثر کرده، در صخره و خارا هم

با تو پس از این عالم، بی‌نقش بنی‌آدم — خوش خلوت جان باشد، آمیزش جان‌ها هم

زآن غمزهٔ مست تو، زآن جادو و جادوخو — خیره شده هر دیده، نادان هم و دانا هم

من ننگ نمی‌دارم، مجنونم و می دانی — هم عِرق جنون دارم، از مایه و سودا هم

از آتش و آب او، ای جسته نشان، بنگر — در آب دو چشم ما، در زردی سیما هم

در عالم آب و گِل، در پردهٔ جان و دل — هم ایمنی از عشقت، وین فتنه و غوغا هم

زان طرهٔ روحانی، زان سلسلهٔ جانی — زُنار تو بر بسته، هم مؤمن و ترسا هم

← Önceki 1468 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı