← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۶۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم — با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم
من تاج نمیخواهم من تخت نمیخواهم — در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم
آن یار نکوی من بگرفت گلوی من — گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم
با باد صبا خواهم تا دم بزنم لیکن — چون من دم خود دارم همراز مهین خواهم
در حلقه میقاتم ایمن شده ز آفاتم — مومم ز پی ختمت زان نقش نگین خواهم
ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان — زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم