☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۹۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم — از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم

در سایه سرو تو مها سیر نخفتیم — وز باغ تو از بیم نگهبان نچریدیم

بر تابه سودای تو گشتیم چو ماهی — تا سوخته گشتیم ولیکن نپزیدیم

گشتیم به ویرانه به سودای چو تو گنج — چون مار به آخر به تک خاک خزیدیم

چون سایه گذشتیم به هر پاکی و ناپاک — اکنون به تو محویم نه پاک و نه پلیدیم

ما را چو بجویید بر دوست بجویید — کز پوست فناییم و بر دوست پدیدیم

تا بر نمک و نان تو انگشت زدستیم — در فرقت و در شور بس انگشت گزیدیم

چون طبل رحیل آمد و آواز جرس‌ها — ما رخت و قماشات بر افلاک کشیدیم

شکر است که تریاق تو با ماست اگر چه — زهری که همه خلق چشیدند چشیدیم

آن دم که بریده شد از این جوی جهان آب — چون ماهی بی‌آب بر این خاک طپیدیم

چون جوی شد این چشم ز بی‌آبی آن جوی — تا عاقبت امر به سرچشمه رسیدیم

چون صبر فرج آمد و بی‌صبر حرج بود — خاموش مکن ناله که ما صبر گزیدیم

← Önceki 1490 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı