← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۹۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
اگر تو نیستی در عاشقی خام — بیا مگریز از یاران بدنام
تو آن مرغی که میل دانه داری — نباشد در جهان یک دانه بیدام
مکن ناموس و با قلاش بنشین — که پیش عاشقان چه خاص و چه عام
اگر ناموس راه تو بگیرد — بکش او را و خونش را بیاشام
که این سودا هزاران ناز دارد — مکن ناز و بکش ناز و بیارام
حریفا اندر آتش صبر می کن — که آتش آب می گردد به ایام
نشان ده راه خمخانه که مستم — که دادم من جهانی را به یک جام
برادر کوی قلاشان کدام است — اگر در بسته باشد رفتم از بام
به پیش پیر میخانه بمیرم — زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام