☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۱۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اگر سرمست اگر مخمور باشم — مهل کز مجلس تو دور باشم

رخم از قبلهٔ جان نور گیرد — چو با یاد تو اندر گور باشم

قرارم کی بود خود در تک گور — چو بر دمگاه نفخ صور باشم

صد افسنتین و دارو‌های نافع — توی جان را چو من رنجور باشم

شوم شیرین ز لطف گوهر تو — اگر چون بحر تلخ و شور باشم

اگر غم همچو شب عالم بگیرد — برآ ای صبح تا منصور باشم

توی روز و منم استارهٔ روز — عجب نبود اگر مشهور باشم

به من شاد‌ند جمله روزجویان — چو پیش آهنگ چون تو نور باشم

مرا مخمور می‌داری نه از بخل — ولی تا ساکن و مستور باشم

بدان مستور می‌داری چو حوتم — که تا از عقربت مهجور باشم

چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماه — چو غرق شهد چون زنبور باشم

خمش کردم ولیکن عشق خواهد — که پیش زخمه‌اش تنبور باشم

← Önceki 1513 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı