☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۳۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بیا تا قدرِ یکدیگر بدانیم — که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

چو مؤمن آینه‌یْ مؤمن یقین شد — چرا با آینه ما روگرانیم؟

کریمان جان فدایِ دوست کردند — سگی بگذار، ما هم مردمانیم

فسون قل اعوذ و قل هو الله — چرا در عشق همدیگر نخوانیم؟

غرض‌ها تیره دارد دوستی را — غرض‌ها را چرا از دل نرانیم؟

گهی خوشدل شوی از من که میرم — چرا مرده‌پرست و خصمِ جانیم؟

چو بعدِ مرگ خواهی آشتی کرد — همه عمر از غمت در امتحانیم

کنون پندار مُردم، آشتی کن — که در تسلیم، ما چون مردگانیم

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن — رُخم را بوسه ده، کاکنون همانیم

خمش کن مرده‌وار ای دل، ازیرا — به هستی متهم ما زین زبانیم

← Önceki 1535 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı