← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۳۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بر آن بودم که فرهنگی بجویم — که آن مه رو نهد رویی به رویم
بگفتم یک سخن دارم به خاطر — به پیش آ تا به گوش تو بگویم
که خوابی دیدهام من دوش ای جان — ز تو خواهم که تعبیرش بجویم
ندارم محرم این خواب جز تو — تو بشنو ای شه ستارخویم
بجنبانید سر را و بخندید — سری را که بداند مو به مویم
که یعنی حیله با من می سکالی — که من آیینه هر رنگ و بویم
مثال لعبتی ام در کف او — که نقش سوزن زردوز اویم
نباشد بیحیات آن نقش کو کرد — کمین نقشش منم درهای و هویم