☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۴۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

روی تو چو نوبهار دیدم — گل را ز تو شرمسار دیدم

تا در دل من قرار کردی — دل را ز تو بی‌قرار دیدم

من چشم شدم همه چو نرگس — کان نرگس پرخمار دیدم

در عشق روم که عشق را من — از جمله بلا حصار دیدم

از ملک جهان و عیش عالم — من عشق تو اختیار دیدم

خود ملک توی و جان عالم — یک بود و منش هزار دیدم

من مردم و از تو زنده گشتم — پس عالم را دو بار دیدم

ای مطرب اگر تو یار مایی — این پرده بزن که یار دیدم

در شهر شما چه یار جویم — چون یاری شهریار دیدم

چون در بر خود خوشش فشردم — آیین شکرفشار دیدم

چون بستم من دهان ز گفتن — بس گفتن بی‌شمار دیدم

چون پای نماند اندر این ره — من رفتن راهوار دیدم

سر درنکشم ز ضر که بی‌سر — سرهای کلاه دار دیدم

بس کن که ملول گشت دلبر — بر خاطر او غبار دیدم

← Önceki 1548 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı