← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۷۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آن عشرت نو که برگرفتیم — پا دار که ما ز سر گرفتیم
آن دلبر خوب باخبر را — مست و خوش و بیخبر گرفتیم
هر لحظه ز حسن یوسف خود — صد مصر پر از شکر گرفتیم
در خانه حسن بود ماهی — رفتیمش و بام و در گرفتیم
آن آب حیات سرمدی را — چون آب در این جگر گرفتیم
چون گوشه تاج او بدیدیم — مستانهاش از کمر گرفتیم
هر نقش که بیوی است مردهست — از بهر تو جانور گرفتیم
هر جانوری که آن ندارد — او را علف سقر گرفتیم
هر کس گهری گرفت از کان — از کان همه سیمبر گرفتیم
از تابش نور آفتابی — چون ماه جمال و فر گرفتیم
شمس تبریز چون سفر کرد — چون ماه از آن سفر گرفتیم