☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار را — داد گلزار جمالت جان شیرین خار را

ای ملوکان جهان روح بر درگاه تو — در سجودافتادگان و منتظر مر بار را

عقل از عقلی رود هم روح روحی گم کند — چونک طنبوری ز عشقت برنوازد تار را

گر ز آب لطف تو نم یافتی گلزارها — کس ندیدی خالی از گل سال‌ها گلزار را

محو می‌گردد دلم در پرتو دلدار من — می‌نتانم فرق کردن از دلم دلدار را

دایما فخرست جان را از هوای او چنان — کو ز مستی می‌نداند فخر را و عار را

هست غاری جان رهبانان عشقت معتکف — کرده رهبان مبارک پر ز نور این غار را

گر شود عالم چو قیر از غصه هجران تو — نخوتی دارد که اندرننگرد مر قار را

چون عصای موسی بود آن وصل اکنون مار شد — ای وصال موسی وش اندرربا این مار را

ای خداوند شمس دین از آتش هجران تو — رشک نور باقی‌ست صد آفرین این نار را

← Önceki 159 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı