← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۹۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم — بندها را بردرانم پندها را بشکنم
چرخ بدپیوند را من برگشایم بند بند — همچو شمشیر اجل پیوندها را بشکنم
پنبهای از لاابالی در دو گوش دل نهم — پند نپذیرم ز صبر و بندها را بشکنم
مهر برگیرم ز قفل و در شکرخانه روم — تا ز شاخی زان شکر این قندها را بشکنم
تا به کی از چند و چون آخر ز عشقم شرم باد — کی ز چونی برتر آیم چندها را بشکنم