← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را — به من آورید آخر صنم گریزپا را
به ترانههای شیرین به بهانههای زرین — بکشید سوی خانه مهِ خوبِ خوشلقا را
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم — همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون — بزند گره بر آب او و ببندد او هوا را
به مبارکی و شادی چو نگار من درآید — بِنِشین نظاره میکن تو عجایب خدا را
چو جمال او بتابد چه بود جمال خوبان — که رخ چو آفتابش بکشد چراغها را
برو ای دلِ سبکرو به یمن به دلبر من — بِرِسان سلام و خدمت، تو عقیق بیبها را