☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۳۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم — درده آن باده جان را که سبک دل شده‌ایم

بَرجَه ای ساقیِ چالاک میانْ را بربند — به خدا کز سفر دور و دراز آمده‌ایم

برگشا مُشکِ طرب را که ز رَشک کفِ تو — از کف زُهره به صد لابِه قدح نَستَده‌ایم

در فروبند و ز رحمت در پنهان بگشا — چاره رطل گران کن که همه می زده‌ایم

زان سبو غسل قیامت بده از وسوسه‌ام — به حق آنک ز آغاز حریفان بده‌ایم

ما همه خفته، تو بر ما لگدی چند، زدی — برجهیدیم خمارانه؛ در این عربده‌ایم

گر علی الریق تو را باده دهی قاعده نیست — هین بده ما ملک الموت چنین قاعده‌ایم

فلسفی زین بخورد فلسفه‌اش غرق شود — که گمان داشت که ما زان علل فاسده‌ایم

آن نهنگیم که دریا برِ ما یک قدح است — ما نه مردان ثرید و عدس و مایده‌ایم

هله خاموش کن و فایده و فضل بِهل — که ز فضله‌ی قدحت فایدهٔ فایده‌ایم

← Önceki 1631 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı