☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۴۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم — وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم

این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار — کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا نکنم

گفته‌ای جان دهمت نان جوین می ندهی — بی‌خبر دانیم ار هیچ مکافا نکنم

گوش تو تا بنمالم نگشاید چشمت — دهمت بیم مبارات تو اما نکنم

متفرق شود اجزای تو هنگام اجل — تو گمان برده که جمعیت اجزا نکنم

منشی روز و شبم نیست شود هست کنم — پس چرا روز تو را عاقبت انشا نکنم

هر دمی حشر نوستت ز ترح تا به فرح — پس چرا صبر تو را شکر شکرخا نکنم

هر کسی عاشق کاری ز تقاضای من است — پس چه شد کار جزا را که تقاضا نکنم

تا ز زهدان جهان همچو جنینت نبرم — در جهان خرد و عقل تو را جا نکنم

گلشن عقل و خرد پرگل و ریحان طری است — چشم بستی به ستیزه که تماشا نکنم

طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا — پیش از آن که بروم نظم غزل‌ها نکنم

← Önceki 1640 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı