☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دوش می گفت جانم کای سپهر معظم — بس معلق زنانی شعله‌ها اندر اشکم

بی‌گنه بی‌جنایت گردشی بی‌نهایت — بر تنت در شکایت نیلی ای رسم ماتم

گه خوش و گاه ناخوش چون خلیل اندر آتش — هم شه و هم گداوش چون براهیم ادهم

صورتت سهمناکی حالتت دردناکی — گردش آسیاها داری و پیچ ارقم

گفت چرخ مقوس چون نترسم  از آن کس — کاو بهشت جهان را می کند چون جهنم

در کفش خاک مومی سازدش زنگ و رومی — سازدش باز و بومی سازدش شکر و سم

او نهانی است یارا این چنین آشکارا — پیش کرده است ما را تا شود او مکتم

کی شود بحر کیهان زیر خاشاک پنهان — گشته خاشاک رقصان موج در زیر و در بم

چون تن خاکدانت بر سر آب جانت — جان تتق کرده تن را در عروسی و در غم

در تتق نوعروسی تندخویی شموسی — می کند خوش فسوسی بر بد و نیک عالم

خاک از او سبزه زاری چرخ از او بی‌قراری — هر طرف بختیاری زو معاف و مسلم

عقل از او مستقینی صبر از او مستعینی — عشق از او غیب بینی خاک او نقش آدم

باد پویان و جویان آب‌ها دست شویان — ما مسیحانه گویان خاک خامش چو مریم

بحر با موج‌ها بین گرد کشتی خاکین — کعبه و مکه‌ها بین در تک چاه زمزم

شه بگوید تو تن زن خویش در چه میفکن — که ندانی تو کردن دلو و حبل از شلولم

← Önceki 1655 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı