← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۵۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
هم بهدرد این درد را درمان کنم — هم بهصبر این کار را آسان کنم
یا برآرم پای جان زین آب و گِل — یا دل و جان وقف دلداران کنم
داغ پروانه ستم از شمع الست — خدمت شمع همان سلطان کنم
عشق مهمان شد برِ این سوخته — یک دلی دارم پِیاش قربان کنم
نفْس اگر چون گربه گوید که میاو — گربهوارش من در این انبان کنم
از ملولی هر کی گردانَد سری — درکِشم در چرخش و گَردان کنم
آن ملولی دنبل بیعشقی است — جان او را عاشق ایشان کنم
عاشقی چهبود کمال تشنگی — پس بیان چشمهٔ حیوان کنم
من نگویم شرح او خامش کنم — آنچه اندر شرح ناید آن کنم