← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۵۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
عاشقم از عاشقان نگریختم — وز مصاف ای پهلوان نگریختم
حمله بردم سوی شیران همچو شیر — همچو روبه از میان نگریختم
قصد بام آسمان می داشتم — از میان نردبان نگریختم
چون که من دارو بدم هر درد را — از صداع این و آن نگریختم
هیچ دیدی دارو کز دردی گریخت — داروم من همچنان نگریختم
پیرو پیغامبران بودم به جان — من ز تهدید خسان نگریختم
زنده کوشم در شکار زندگی — زنده باشم چون ز جان نگریختم
چشم تیراندازش آنگه یافتم — که ز تیر خرکمان نگریختم
زخم تیغ و تیر من منصور شد — چون که از زخم سنان نگریختم
بحر قندم از ترش باکیم نیست — سودمندم از زیان نگریختم
شمس تبریزی چو آمد آشکار — ز آشکارا و نهان نگریختم