← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۵۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دست من گیر ای پسر خوش نیستم — ای قد تو چون شجر خوش نیستم
نی بهل دستم که رنجم از دل است — درد دل را گلشکر خوش نیستم
تا تو رفتی قوت و صبرم برفت — تا تو رفتی من دگر خوش نیستم
دستها را چون کمر کن گرد من — هین که من بیاین کمر خوش نیستم
ناتوانم رفتم از دست ای حکیم — دست بر من نه مگر خوش نیستم
ای گرفته آتشت زیر و زبر — این چنین زیر و زبر خوش نیستم
چه خبر پرسی که بیجام لبت — باخبر یا بیخبر خوش نیستم
سر همیپیچم به هر سو همچنین — چیست یعنی من ز سر خوش نیستم
چشم می بندم به هر دم تا به دیر — زانک بیتو با نظر خوش نیستم