☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۶۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عاشقی بر من پریشانت کنم — کم عمارت کن که ویرانت کنم

گر دو صد خانه کنی زنبوروار — چون مگس بی‌خان و بی‌مانت کنم

تو بر آنک خلق را حیران کنی — من بر آنک مست و حیرانت کنم

گر کُهِ قافی تو را چون آسیا — آرم اندر چرخ و گردانت کنم

ور تو افلاطون و لقمانی به علم — من به یک دیدار نادانت کنم

تو به دست من چو مرغی مرده‌ای — من صیادم دام مرغانت کنم

بر سر گنجی چو ماری خفته‌ای — من چو مار خسته پیچانت کنم

خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو — در دلالت عین برهانت کنم

خواه گو لاحول خواهی خود مگو — چون شُهُب لاحول شیطانت کنم

چند می باشی اسیر این و آن — گر برون آیی از این آنت کنم

ای صدف چون آمدی در بحر ما — چون صدف‌ها گوهرافشانت کنم

بر گلویت تیغ‌ها را دست نیست — گر چو اسماعیل قربانت کنم

چون خلیلی هیچ از آتش مترس — من ز آتش صد گلستانت کنم

دامن ما گیر اگر تردامنی — تا چو مه از نور دامانت کنم

من همایم سایه کردم بر سرت — تا که افریدون و سلطانت کنم

هین قرائت کم کن و خاموش باش — تا بخوانم عین قرآنت کنم

← Önceki 1665 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı