☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را — ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا

دست خود بر سر رنجور بنه که چونی — از گناهش بمیندیش و به کین دست مخا

آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زده‌ست — گستران بر سر او سایه احسان و رضا

این مقصر به دو صد رنج سزاوار شده‌ست — لیک ز‌آن لطف به جز عفو و کرم نیست سزا

آن دلی را که به صد شیر و شکر پروردی — مچشانش پس از آن هر نفسی زهر جفا

تا تو برداشته‌ای دل ز من و مسکن من — بند بشکست و درآمد سوی من سیل بلا

تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنمایی — سپه رنج گریزند و نمایند قفا

به طبیبش چه حواله کنی‌‌؟ ای آب حیات — از همان جا که رسد درد همان جاست دوا

همه عالم چو تنند و تو سر و جان همه — کی شود زنده تنی که سر او گشت جدا‌‌؟!

ای تو سرچشمه حیوان و حیات همگان — جوی ما خشک شده‌ست آب از این سو بگشا

جز از این چند سخن در دل رنجور بماند — تا نبیند رخ خوب تو نگوید به خدا

← Önceki 167 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı