← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۷۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
من اگر نالم اگر عذر آرم — پنبه در گوش کند دلدارم
هر جفایی که کند می رسدش — هر جفایی که کند بردارم
گر مرا او به عدم انگارد — ستمش را به کرم انگارم
داروی درد دلم درد وی است — دل به دردش ز چه رو نسپارم
عزت و حرمتم آنگه باشد — که کند عشق عزیزش خوارم
باده آنگه شود انگور تنم — که بکوبد به لگد عصارم
جان دهم زیر لگد چون انگور — تا طرب ساز شود اسرارم
گرچه انگور همه خون گرید — که از این جور و جفا بیزارم
پنبه در گوش کند کوبنده — که من از جهل نمیافشارم
تو گر انکار کنی معذوری — لیک من بوالحکم این کارم
چون ز سعی و قدمم سر کردی — آنگهی شکر کنی بسیارم