☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۸۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم — گفتا چگونه بندی چیزی که من شکستم

با وی چو شهد و شیرم هم دامنش بگیرم — اما چگونه گیرم چون من شکسته دستم

خود دامنش نگیرد الا شکسته دستی — اکنون بلند گردم کز جور کرد پستم

تا من بلند باشم پستم کند به داور — چون نیست کرد آنگه بازآورد به هستم

ای حلقه‌های زلفش پیچیده گرد حلقم — افغان ز چشم مستش کان مست کرد مستم

آمد خیال مستش مستانه حمله آورد — چندان بهانه کردم وز دست او نرستم

حلقه زدم به در بر آواز داد دلبر — گفتا که نیست این جا یعنی بدان که هستم

گفتم که بنده آمد گفت این دم تو دام است — من کی شکار دامم من کی اسیر شستم

گفتم اگر بسوزی جان مرا سزایم — ای بت مرا بسوزان زیرا که بت پرستم

من خشک از آن شدستم تا خوش مرا بسوزی — چون تو مرا بسوزی از سوختن برستم

هر جا روی بیایم هر جا روم بیایی — در مرگ و زندگانی با تو خوشم خوشستم

ای آب زندگانی با تو کجاست مردن — در سایه تو بالله جستم ز مرگ جستم

← Önceki 1686 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı