☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۶۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

رو ترش کن که همه روترشانند این جا — کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا

لنگ رو چونک در این کوی همه لنگانند — لته بر پای بپیچ و کژ و مژ کن سر و پا

زعفران بر رخ خود مال اگر مه رویی — روی خوب ار بنمایی بخوری زخم قفا

آینه زیر بغل زن چو ببینی زشتی — ور نه بدنام کنی آینه را ای مولا

تا که هشیاری و با خویش مدارا می‌کن — چونک سرمست شدی هر چه که بادا بادا

ساغری چند بخور از کف ساقی وصال — چونک بر کار شدی برجه و در رقص درآ

گرد آن نقطه چو پرگار همی‌زن چرخی — این چنین چرخ فریضه‌ست چنین دایره را

بازگو آنچ بگفتی که فراموشم شد — سلم الله علیک ای مه و مه پاره ما

سلم الله علیک ای همه ایام تو خوش — سلم الله علیک ای دم یحیی الموتی

چشم بد دور از آن رو که چو بربود دلی — هیچ سودش نکند چاره و لا حول و لا

ما به دریوزه حسن تو ز دور آمده‌ایم — ماه را از رخ پرنور بود جود و سخا

ماه بشنود دعای من و کف‌ها برداشت — پیش ماه تو و می‌گفت مرا نیز مها

مه و خورشید و فلک‌ها و معانی و عقول — سوی ما محتشمانند و به سوی تو گدا

غیرتت لب بگزید و به دلم گفت خموش — دل من تن زد و بنشست و بیفکند لوا

← Önceki 169 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı