← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۰۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم — تا نقشهای خود را یک یک فروتراشیم
از خویش خواب گردیم همرنگ آب گردیم — ما شاخ یک درختیم ما جمله خواجه تاشیم
ما طبع عشق داریم پنهان آشکاریم — در شهر عشق پنهان در کوی عشق فاشیم
خود را چو مرده بینیم بر گور خود نشینیم — خود را چو زنده بینیم در نوحه رو خراشیم
هر صورتی که روید بر آینه دل ما — رنگ قلاش دارد زیرا که ما قلاشیم
ما جمع ماهیانیم بر روی آب رانیم — این خاک بوالهوس را بر روی خاک پاشیم
تا ملک عشق دیدیم سرخیل مفلسانیم — تا نقد عشق دیدیم تجار بیقماشیم