☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۰۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم — بیچاره نیستیم که درمان و چاره‌ایم

در بزم چون عقار و گه رزم ذوالفقار — در شکر همچو چشمه و در صبر خاره‌ایم

ما پادشاه رشوت باره نبوده‌ایم — بل پاره دوز خرقه دل‌های پاره‌ایم

از ما مپوش راز که در سینه توایم — وز ما مدزد دل که نه ما دل فشاره‌ایم

ما آب قلزمیم نهان گشته زیر کاه — یا آفتاب تن زده اندر ستاره‌ایم

ما را ببین تو مست چنین بر کنار بام — داند کنار بام که ما بی‌کناره‌ایم

مهتاب را چه ترس بود از کنار بام — پس ما چه غم خوریم که بر مه سواره‌ایم

گر تیردوز گشت جگرهای ما ز عشق — بی‌زحمت جگر تو ببین خون چه کاره‌ایم

قصاب ده اگر چه که ما را بکشت زار — هم می چریم در ده و هم بر قناره‌ایم

ما مهره‌ایم و هم جهت مهره حقه‌ایم — هنگامه گیر دل شده و هم نظاره‌ایم

خاموش باش اگر چه به بشرای احمدی — همچون مسیح ناطق طفل گواره‌ایم

در عشق شمس مفخر تبریز روز و شب — بر چرخ دیوکش چو شهاب و شراره‌ایم

← Önceki 1709 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı