☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام — دشمنم از مرگ من کور شود والسلام

آن شکرستان مرا می کشد اندر شکر — ای که چنین مرگ را جان و دل من غلام

در غلط افکنده‌ست نام و نشان خلق را — عمر شکربسته را مرگ نهادند نام

از جهت این رسول گفت که الفقر کنز — فقر کند نام گنج تا غلط افتند عام

وحی در ایشان بود گنج به ویران بود — تا که زر پخته را ره نبرد هیچ خام

گفتم ای جان ببین زین دلم سست تنگ — گفت که زین پس ز جهل وامکش از پس لگام

تا که سرانجام تو گردد بر کام تو — توسن خنگ فلک باشد زیر تو رام

گر تو بدانی که مرگ دارد صد باغ و برگ — هست حیات ابد جوییش از جان مدام

خامش کن لب ببند بی‌دهنی خای قند — نیست شو از خود که تا هست شوی زو تمام

← Önceki 1715 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı