☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۲۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به غم فرونروم باز سوی یار روم — در آن بهشت و گلستان و سبزه زار روم

ز برگ ریز خزان فراق سیر شدم — به گلشن ابد و سرو پایدار روم

من از شمار بشر نیستم وداع وداع — به نقل و مجلس و سغراق بی‌شمار روم

نمی‌شکیبد ماهی ز آب من چه کنم — چو آب سجده کنان سوی جویبار روم

به عاقبت غم عشقم کشان کشان ببرد — همان به‌ست که اکنون به اختیار روم

ز داد عشق بود کار و بار سلطانان — به عشق درنروم در کدام کار روم

شنیده‌ام که امیر بتان به صید شده‌ست — اگر چه لاغرم سوی مرغزار روم

چو شیر عشق فرستد سگان خود به شکار — به عشق دل به دهان سگ شکار روم

چو بر براق سعادت کنون سوار شدم — به سوی سنجق سلطان کامیار روم

جهان عشق به زیر لوای سلطانی است — چو از رعیت عشقم بدان دیار روم

منم که در نظرم خوار گشت جان و جهان — بدان جهان و بدان جان بی‌غبار روم

غبار تن نبود ماه جان بود آن جا — سزد سزد که بر آن چرخ برق وار روم

اگر کلیم حلیمم بدان درخت شوم — وگر خلیل جلیلم در آن شرار روم

خموش کی هلدم تشنگی این یاران — مگر که از بر یاران به یار غار روم

جوار مفخر آفاق شمس تبریزی — بهشت عدن بود هم در آن جوار روم

← Önceki 1727 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı