☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۲۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم — وگر درم نگشایی مقیم درگاهم

چو ماهیم که بیفکند موج بیرونش — به غیر آب نباشد پناه و دلخواهم

کجا روم به سر خویش کی دلی دارم — من و تن و دل من سایه شهنشاهم

به توست بیخودیم گر خراب و سرمستم — به توست آگهی من اگر من آگاهم

نه دلربام توی گر مرا دلی باقی است — نه کهربام توی گر مثل پر کاهم

نه از حلاوت حلوای بی‌حد لب توست — که چون کلیچه فتاده کنون در افواهم

ز هر دو عالم پهلوی خود تهی کردم — چو هی نشسته به پهلوی لام اللهم

ز جاه و سلطنت و سروری نیندیشم — بس است دولت عشق تو منصب و جاهم

چو قل هو الله مجموع غرق تنزیهم — نه چون مشبهیان سرنگون اشباهم

اگر تتار غمت خشم و ترکیی آرد — به عشق و صبر کمربسته همچو خرگاهم

اگر چه کاهل و بی‌گاه خیز قافله‌ام — به سوی توست سفرهای گاه و بی‌گاهم

برآ چو ماه تمام و تمام این تو بگو — که زیر عقده هجرت بمانده چون ماهم

← Önceki 1728 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı