☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۲۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم — ز شرط‌ها بگذشتیم و رایگان کردیم

اگر چه یک طرف از آسمان زمینی شد — نه پاره پاره زمین را هم آسمان کردیم

اگر چه بام بلندست آسمان مگریز — چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم

پرت دهیم که چون تیر بر فلک بپری — اگر ز غم تن بیچاره را کمان کردیم

اگر چه جان مدد جسم شد کثیفی یافت — لطافتش بنمودیم و باز جان کردیم

اگر تو دیوی ما دیو را فرشته کنیم — وگر تو گرگی ما گرگ را شبان کردیم

تو ماهیی که به بحر عسل بخواهی تاخت — هزار بارت از آن شهد در دهان کردیم

اگر چه مرغ ضعیفی بجوی شاخ بلند — بر این درخت سعادت که آشیان کردیم

بگیر ملک دو عالم که مالک الملکیم — بیا به بزم که شمشیر در میان کردیم

هزار ذره از این قطب آفتابی یافت — بسا قراضه قلبی که ماش کان کردیم

بسا یخی بفسرده کز آفتاب کرم — فسردگیش ببردیم و خوش روان کردیم

گر آب روح مکدر شد اندر این گرداب — ز سیل‌ها و مددهاش خوش عنان کردیم

چرا شکفته نباشی چو برگ می لرزی — چه ناامیدی از ما که را زیان کردیم

بسا دلی که چو برگ درخت می لرزید — به آخرش بگزیدیم و باغبان کردیم

الست گفتیم از غیب و تو بلی گفتی — چه شد بلی تو چون غیب را عیان کردیم

پنیر صدق بگیر و به باغ روح بیا — که ما بلی تو را باغ و بوستان کردیم

خموش باش که تا سر به سر زبان گردی — زبان نبود زبان تو ما زبان کردیم

← Önceki 1729 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı