← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
از یکی آتش برآوردم تو را — در دگر آتش بگستردم تو را
از دل من زادهای همچون سخن — چون سخن آخر فروخوردم تو را
با منی وز من نمیداری خبر — جادو ام من جادویی کردم تو را
تا نیفتد بر جمالت چشم بد — گوش مالیدم بیازردم تو را
دائم اقبالت جوان شد ز آنچ داد — این کف دست جوانمردم تو را