☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۳۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام — اشارتی که بکردی به سر به جای سلام

به حق آنک گشادی کمر که می نروم — که شد قمر کمرت را چو من کمینه غلام

به حق آنک نداند دل خیال اندیش — مثال‌های خیال مرا به وقت پیام

به حق آنک به فراش گفته‌ای که بروب — ز چند گنده بغل خانه را برای کرام

به حق آنک گزیدی دو لب که جام بگیر — بنوش جام رها کن حدیث پخته و خام

به حق آنک تو را دیدم و قلم افتاد — ز دست عشق نویسم به پیش تو ناکام

به حق آنک گمان‌های بد فرستی تو — به هدهدی که بخواهی که جان ببر زین دام

به حق حلقه رندان که باده می نوشند — به پیش خلق هویدا میان روز صیام

هزار شیشه شکستند و روزه شان نشکست — از آنک شیشه گر عشق ساخته‌ست آن جام

به ماه روزه جهودانه می مخور تو به شب — بیا به بزم محمد مدام نوش مدام

میان گفت بدم من که سست خندیدی — که ای سلیم دل آخر کشیده دار لگام

بگفتمش چو دهان مرا نمی‌دوزی — بدوز گوش کسی را که نیست یار تمام

به حق آنک حلال است خون من بر تو — که بر عدو سخنم را حرام دار حرام

خیال من ز ملاقات شمس تبریزی — هزار صورت بیند عجب پی اعلام

← Önceki 1732 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı