☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۳۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام — دل غریب بیابد ز نامه شان آرام

شکفته گردد از این باد شاخه‌های خرد — گشاده گردد از این زخمه در وجود مسام

سحر رسد ز ندای خروس روحانی — ظفر رسد ز صدای نقاره بهرام

عصیر جان به خم جسم تیر می انداخت — چو دف شنید برآرد کفی نشان قوام

حلاوتی عجبی در بدن پدید آید — که از نی و لب مطرب شکر رسید به کام

هزار کزدم غم را کنون ببین کشته — هزار دور فرح بین میان ما بی‌جام

فسون رقیه کزدم نویس عید رسید — که هست رقیه کزدم به کوی عشق مدام

ز هر طرف بجهد بی‌قرار یعقوبی — که بوی پیرهن یوسفی بیافت مشام

چو جان ما ز نفخت است فیه من روحی — روا بود که نفختش بود شراب و طعام

چو حشر جمله خلایق به نفخ خواهد بود — ز ذوق زمزمه بجهند مردگان ز منام

که خاک بر سر جان کسی که افسرده‌ست — اثر نگیرد از آن نفخ و کم بود ز اعدام

تن و دلی که بنوشید از این رحیق حلال — بر آتش غم هجران حرام گشت حرام

جمال صورت غیبی ز وصف بیرون است — هزار دیده روشن به وام خواه به وام

درون توست یکی مه کز آسمان خورشید — ندا همی‌کندش کای منت غلام غلام

ز جیب خویش بجو مه چو موسی عمران — نگر به روزن خویش و بگو سلام سلام

سماع گرم کن و خاطر خران کم جو — که جان جان سماعی و رونق ایام

زبان خود بفروشم هزار گوش خرم — که رفت بر سر منبر خطیب شهدکلام

← Önceki 1734 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı