← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۳۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
به گوش من برسانید هجر تلخ پیام — که خواب شیرین بر عاشقان شدهست حرام
بکرد بر خور و بر خواب چارتکبیری — هر آن کسی که بر او کرد عشق نیم سلام
به من نگر که بدیدم هزار آزادی — چو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام
عظیم نور قدیم است عشق پیش خواص — اگر چه صورت و شهوت بود به پیش عوام
دلم چو زخم نیابد رود که توبه کند — مخند بر من و بر خود کدام توبه کدام
زهی گناه که کفر است توبه کردن از او — نه پس طریق گریز و نه پیش جای مقام
به چار مذهب خونش حلال و ریختنی — از آنک عشق نریزد به غیر خون کرام
بکش مرا که چو کشتی به عشق زنده شدم — خموش کردم و مردم تمام گشت کلام