← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۵۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
تلخی نکند شیرینذقنم — خالی نکند از می دهنم
عریان کندم هر صبحدمی — گوید که بیا من جامه کنم
در خانه جهد مهلت ندهد — او بس نکند پس من چه کنم
از ساغر او گیج است سرم — از دیدن او جان است تنم
تنگ است بر او هر هفت فلک — چون میرود او در پیرهنم
از شیره او من شیردلم — در عربدهاش شیرین سخنم
میگفت که تو در چنگ منی — من ساختمت چونت نزنم
من چنگ توام بر هر رگ من — تو زخمه زنی من تن تننم
حاصل تو ز من دل برنکنی — دل نیست مرا من خود چه کنم